![]() |
|
| علي طبيب زاده
از "گلاسکو" تا فرياد لوس آنجلس 14/9/2004
مي نويسم! مي نويسم از نافه ي خشم تا اضطراب فاصله ها
چه بي بيان، چه نا خواسته زبان تو که منم
در هزار توي واژه ات واي که دستان خاکي من رگ هاي شب را تا "گلاسکو" دنبال مي کند
سپس بياد مي آورم قباي زرين خويش را که نگاره اش، بوسه هاي سرخ تو مانده بر جاي جاي بي دوامي ات
از کوچه باغ هاي "ري" تا معبد شيوا از کوي پريان دريايي تا سکوي شعر آگين "گلاسکو" کوله بارت را در شعرم جاي دادم
حال "گلاسکو" بر تو مبارک باد تا آنگاه که شهر فرشتگان فرياد مرا دهان به دهان مي شود و منبر نشيني حقير با مجيزشاعرانه راه گشاي قلبت مي شود.
Copy right 2005 - اين اثر داراي کپي رايت مي باشد. کپي يا باز نوشت اين اثر، مي بايست با لينک به سايت ارايه دهنده، و ترجمه ي آن به هر زبان ديگر بايد با اجازه ي سراينده صورت پذيرد. ( سراينده)
علي طـبـيـب زاده alirezatabibzadeh@yahoo.dk
چرا دهانم بي واژه اي مي سوزد؟ لوس آنجلس 30 /5/2004
اقيانوسي مرا دوباره زاييد با وحشت
موهاي آبي ام را بر شانه هاي طلايي باد جا گذاشت و من، رؤياي دوازده مرد اساطيري شدم که قصه هاي کودکي شان به ورق آخر نرسيد هرگز
ناگاه شاه شطرنجي شدم که بر صفحه ي شهامت خويش افسرده سرنگون مي شد وهزاران مژه هاي نوازشگر را در خلوت رؤيايش، حتا به جا نمي آورد
همچون انساني ديگر اما براي قتل روزها به شعرهاي سبزآبي ام پناه مي برم چه ديگر شعر هاي طلايي تو در گنجه ي سکوتم به شک نشسته اند و زمين از سپيدي تو خواب مي نوشد.
بر اين انديشه ام که چشم هاي تو در حفره ي سر من چکار مي کند، که دنيا را گاهي زيبا مي بينم؟
مهربان ، بدان که اينجا تنها صدايي که نمي آيد صداي سکوت است وهنوز خنده هاي شب پوش مرا مي هراسانند ... دل لرزه ها را که مي شناسي ؟ همهمه هاي تو خالي هم و جاي نبودن ها ... ؟
آه، اين ديگر تازگي دارد که نمي دانم چرا دهانم، بي واژه اي مي سوزد؟
Copy right 2005 - اين اثر داراي کپي رايت مي باشد. کپي يا باز نوشت اين اثر، مي بايست با لينک به سايت ارايه دهنده، و ترجمه ي آن به هر زبان ديگر بايد با اجازه ي سراينده صورت پذيرد.
|
|