![]() |
|
|
«داد نزن در اين آينه کسی نيست!» (۲۰۰۴- فنلاند) ما چند نفر بوديم كه گپ میزديم سرِ ميز غذا گل آفتابگردان مرحوم ونگوك هم روی ميز جلای ديگری به اين فضا میداد. ولی خوب كه دقت میكردی: ما نبوديم چند نفر ديگر بود كه گپ میزدند سرِ ميزِ غذا، خودِ ونگوك هم بود. ما فقط يكنفر بوديم كه سرِ ميز غذا نبوديم و قبلاً گوشمان را بريده بوديم و به خوردِ دهانمان داده بوديم از بس كه گل میگفتيم اما گل نمیشنفتيم.
آن يكنفر هم من نبودم ونگوك بود.
ما همه ونگوك بوديم.
تمام تابستان را - دراز کشیده - در داخل محفظه ای شیشه ای سپری می کنم از پشت محفظه همه چیز به خوبی پیداست دنیا واضح واضح است ممنونم از همه، هیچ مشکلی ندارم فقط در عجبم که چرا هنوز کسی پیدا نشده است
تا تعداد مگسها را تخمین بزند در تابستان!
|
|