![]() |
|
| داریوش معمار از داريوش معمار چاپ شد مجموعه شعر جنازه مريم بنت سعيد، يك شعر بلند شامل پنج سفر و دوازده كتاب ، همينطور مجموعه شعر عاشقانه هاي زني كه دوستش دارم انتشارات پاندا.اگر مايل هستيد از كتابهاي فوق جهت انجمن هاي خود، جلسات ادبي، دوستان و خودتان احياناً تهيه نمائيد لطفاً بابت هر جلد كتاب مبلغ 7000 ريال به شماره حساب جاري 37212 بانك تجارت شعبع پتروشيمي امير كبير (كد بانك6016) به اسم داريوش معمار واريز نموده اصل فيش را به صندوق پستي 347 -63165 به صورت سفارشي عادي پست نمائيد تا در اسراع وقت كتاب ها به آدرس شما ارسال شود . ضمناً براي پيگيري مي توانيد باشماره تلفن هاي 06522624307داخلي 283 از ساعت 8 صبح تا 5 بعد از ظهر تماس بگيريد و يا با تلفن 06314439774 از ساعت 10 شب تا 12 تماس حاصل نمائيد . در ضمن اگر مبلغ مذكور از طريق سرويس پستي هم به صندوق پستي كه قيد شد ارسال شود حتماً كتابها به آدرس شما ارسال مي گردد.
بيوگرافي نويسنده: داريوش معمار متولد 1358 آبادان كتاب هاي چاپ شده تا امروز مجموعه شعر موهام هم موجي است انتشارات هاني همدان 1380 (موجود نيست) مجموعه شعر هنگام كه نت هاي دريا پا مي گيرند 1380 انتشارات هاني همدان( موجود نيست) كتابهاي آماده چاپ مجموعه مصاحبه با شاعران معاصر(آماده چاپ) مجموعه شعر گيس بريده دختران آب ( اين مجموعه بزودي توسط انتشارات كلك ديرين با همكاري انتشارات پاندا به چاپ خواهد رسيد. مجموعه مصاحبه با 14 شاعر پيشرو(اين كتاب در كرمان در حال آماده شدن است كه با من نيز در آن گفتگو شده) مطالب چاپ شده در مطبوعات اولين سابقه حضور حرفه اي در مطبوعات سال 75 نشريه اروند چاپ شعر و سري نقدهايي در مجله گيلوا كه از آن ها مي توان به نقد مجموعه هاي شاعراني مانند عليرضا بابايي،علي آموخته نژاد،مرحوم محمد بياباني و حافظ موسوي اشاره نمود. چاپ مصاحبه با شاعران و منتقداني مانند مهرداد فلاح وعنايت سميعي در مجله پيام شمال چاپ چندين شعر طي شماره هاي متعدد در مجله كلك و همينطور مقاله اي با عنوان نقد مخاطره پذيري يا خلاقيت در همان مجله چاپ سري مقالات در فصلنامه تخصصي شعر ، گوهران شامل مقالاتي پيرامون اخوان ثالث، نادر نادر پور، علي باباچاهي، رضا چايچي و شمس لنگرودي ( در شماره بهار) و همينطور شعر چاپ شعر در شماره هاي متعددي از مجله نافه و همينطور چاپ مقاله اي پيرامون شعر متفاوط در همان مجله و مقاله اي پيرامون معضل برابري خواهي در مقوله جنسيت(شماره آتي) چاپ شعر در شماره هاي متعدد در مجله كارنامه و همينطور بررسي دو شماره مجله گيلوا طي مقاله اي در يادبود محمد تقي صالحپور در همان مجله. چاپ نقدي بر مجموعه احمد رضا احمدي در مجله گوهران. چاپ شهر درمجله عصر پنج شنبه و گفتگو با هوشنگ چالنگي. چاپ شعر در شماره هاي متعدد مجله بايا همينطورچاپ مقاله اي در مورد روشنگري و مقاله اي دربررسي زنانگي درآخرين داستان چاپ شده ازرضا براهني توسط نشر جامه دران و آخرين داستان چاپ شده از فرخنده حاجي زاده در همان نشر. چاپ چندين شعر در شماره هاي متعدد مجله پاياب و دونقد داستان در مورد مجموعه داستان نهست برنده جايزه گلشيري و مجموعه داستان كولي عاشق. چاپ شعر و مصاحبه در مجله تخصصي صاد و همينطور نقدي پيرامون مجموعه شعر حسين فاضلي(شماره آتي) چاپ مصاحبه هاي متعددي كه من پيرامون ادبيات انجام شده در نشرياتي مانند آيينه جنوب، و فجر خوزستان، نيم نگاه(بزودي) و نشريه انجمن ادبي قائم شهر. مسئول صفحه گفتگوي ادبي روزنامه عصر مردم به مدت چند ماه كه به دليل نقل مكان ادامه همكاري مقدور نشد .مصاحبه با احمد محمود در همان زمان از اينجانب به چاپ رسيد و هميينطور مقاله اي با عنوان مردي به دنبال اتوبوس در بررسي شعر نيما و جريانات شعر در دهه هشتاد.
نمونه اي از شعر هاي دو مجموعه جنازه مريم بنت سعيد و عاشقانه هاي زني كه دوستش دارم.
«به جای مقدمه »
زيرا! به هر تقدیر این است پیدایش که شهری از سرطان كم نيست وقتی نشسته ایم روبروی هم گمراهی راهی كه پس می خورد از لرزش گیس های تونیزبر سینه ی ما استخوانِ ببرو شيرين و خويشتن! دست در آنها که می بریم كم نيست در زباله ها ،بال فرشته ها و آسمان كم نيست جرم برهنه ای كه آواز رمه ای را دزدیده باشد در حادثه ی نزدیکی مرده ایی با جنازه ی مرده ایی دیگر سنگ وکمی شکرو آرامش نهنگ کم نیست مادام كافه ی پاكستانی ها* که نمی فهمم از کجای این همه اشیاء وارد شده ای بر ما بعد ها-هاها ها آنکه مخفيانه برقصد در بلوار خاموش كم نيست با بیدهایی که بلرزنددر حیاط زندان ها ويحيایی* كه كاشی های حيات را بشمارد چند روز ديگر ؟ روزی می رسد از راه آن كسی که گفتند در شقیقه اش بهشت را حمل می کند ودر رگهايش که كم نيستنددر روزهای حادثه-اين حادثه كه می لرزند در عادت ماهانه ی سنگ و ستاره وسيگار در بلوارها-هاهاها کسی که مرگ را دیده است در حاشیه ی تمام ساعت ها
*نام کافه ای در آبادان که غذاهای پاکستانی دارد پنجاه و هفت وهشت و نه و ده... در زخم انقلابی كه برتن ماست یعنی ای چيزی كه يادم نمانده از تو جز بيضه ای که كرده ام زير اين بار بارها کم نیستند گیسوان بلوطی که برقصند با ما در دل آوارها در انعکاس حنجره ای در باران که می میرد با مختصات خمپارهایی میان سینه اش جنازه هایی از شراب و آسمانِ بلندی باگونی های چيده ی رف که می افتند بر هم پشت انفجارصاعقه ای از عطر تن زنی که می بیند پيچيده سینه اش رابر اعتيادسينه ی لختم کسی كه ببری سنگی در خیال جهان دريده تنش را از هم ساعت پنج دقیقه مانده به چند که جزايری در گوشه ی غربی /جنوب غربی تیر می خورند /تیر میان بوی خوش آغوشش که گشوده آن را به سوی همه كم نيست سطر ها سطر زباله ها و لاله ها و جنازه های لخت تر از روز ازل باكسی كه در بهار تنش جوانه ای نباشد یا کوچه ای سر گردان بی پنجره ای در باد که پرده ای را برقصاند در برابرش حالا كه آشفته خيابان های این شهر را این چاقو که ایستاده تا پای مرگ با ما آن همه كه مگر توفانی به پا تا برگردیم حالا كه از لای پلاكِ پرتی لای شمشادهای ابو ورده* وارد شده بی تاب دختری بی آنكه حتی مادام كافه پاكستانی ها بداند که کی ،کجا رسیده به اینجا؟ به خمره ای از شراب زير بيضه ای كه کرده ام وقتی تنها او شور بهارلبی داغ رادر اين نوشته می فهمد زیرا ! استخوان ببر و شیرین و خویشتن!
*نام منطقه ای که منازل کارمندان شرکت نفت در آبادن آنجاست از مجموعه شعر جنازه مريم بنت سعيد.
دوستت دارم از متن نامه ی یک سرباز به همسرش
با تفنگی که بر دوش کمی از این رخنه ای که کرده ایم در آنها و ساعتی که تنظیم شده روی پنج نمی دانم چرا ؟ اما قرار نبود غم انگیزتر باشد همه چیز اینقدر برای ما /که دیگر نشنوی تمام که می شود روز عبور آوازم را در ساحل چطور بگویم در واقع بی وقفه تو را دوست داشته ام و دیگر هیچ اما تفنگی که دارم بر دوش می دانم چه هولناک امانم نمی دهد اما قربانت تا ساعت پنج
از مجموعه شعر عاشقانه هاي زني كه دوستش دارم
|
|