|
باران های تابستانی
کنار تابستان تلفن زنگ می زند
این ابتدای باران است
زیر صدای ابری ات ایستاده ام
و گلویم گرفته است کنار تابستان
تلفن زنگ می زند
رنگ ها گرد شماره گیر می پیچند
گوشی تلفن ابری است
بوی بران گرد انگشتان حلقه می زند
روی صدایت خم می شوم
بران گلوی مرا تر می کند
روی سیم هائی که به اندازه هجرانی سیاه وطولانی است
بر صدایت بوسه می زنم
و ناگهان
تابستان میان باران است.
|