
|
جلال سرفراز
در حاشیه
چندان به حاشیه رفتم که حاشییه خود متن شد
در متنِ حاشیه و حاشییه ی متن مانده ام
و گرد من چندین و چند خط و پرانتز چندین و چند متن و حاشیه و من
هر متن را هوای حاشیه یی دیگر است و در حواشی هر حاشیه عبور ما از غاشیه و من
هفت گردش از دریا تا ما از ما تا دریا
1
جراحت بارن را فراموش کن علفهای زخمی از سمت باد می آیند
سمت ما سمت خاک است سمت شما سمت دریا
2
از دریا تا ما چهار تاخت فاصله است از ما تا دریا واهمه ی مد
ومد که هست کنارها و لانه درناها به آب فرو می رود
3
تتها نک پرهای درناهای به خوابرفته پرچم سیاه کشتی ها و فاصله ما تا دریا
4
گفتم که! قلم قرمز یعنی حضور
5
مرهای عریان با پاپیونهای قرمز بر آلتهاشان
و کودکان سفیرپوش با مجمرهای آتش برسر
6
شبپره ها شهادت می دهند که ما تنها نیستیم ماه می گوید من هم شهادت می دهم
و آسمان که از ما باشد درناها خواهند آمد
7
یک سر طناب را به دریا گره بزنیم سر دیگر را به باد
سمت شما سمت دریا سمت ما سمت خاک است.
سپتامبر 1991 برگرفته از رویا شما ره سه سال 1997
|